|
بيماران جوان غالبأ اينگونه تصور ميشود كه آلزهايمر بيماري كهولت سن است ودرحقيقت درافراد بالاي65 سال شايع تراست. اين بدين معني نيست كه افراد زير 65سال به اين بيماري مبتلا نميشوند. اين بيماري در دهه هاي 30، 40, 50 سالگي نيز بروز مينمايد. محققين اعتقاد دارند كه اين بيماران جزو گروه “ شروع زودرس ” محسوب ميگردند كه احتمال وجود سابقه فاميلي در آنها بيشتر است . بيماران جوانتر درمقايسه با بيماران سالمند سريعتر دچار سير قهقرايي و تخريب ميشوند. علايم رفتاري بدون ارتباط با سن بيمار در بيماران زودرس و ديررس بطور مشابه ديده مي شود. بنابر اين اگر عضوي از خانواده شما در سنين پايين به اين بيماري مبتلا شده باشد مراقبت از وي مشابه بيماران مسن خواهد بود . بدون توجه به شباهتهايي كه دررفتار و مراقبت از بيماران وجود دارد، بيماران جوان آلزهايمري از بيماران مسنتر تفاوتهايي دارند. بيماران جوان ممكن است در بيان افكارشان با مشكلات بيشتري روبرو بوده و از سوي ديگر آگاهي بيشتري از بيماري خود داشته باشند، ازاين رواحتمالأ با احساس حرمان وشكست بيشتري مواجه شده و به درك شدن از سوي ديگران نياز بيشتري خواهند داشت. همينكه بيمار نيروي رواني و قواي جواني را از دست ميدهد ممكن است نياز داشته باشد تا به روشهاي جديد، مفيد بودن را تجربه كند. خانواده بعلت جوانتر بودن بيمار شما، در مقايسه با خانواده بيماران مسن، آلزهايمر اثرات كاملا متفاوتي بر خانواده خواهد داشت. تشخيص اگر چه علائم بيماري قابل شناسائي هستند اما ممكن است با ساير علايم رواني ونيز بحرانهاي ميان سالي مخلوط شوند. وجود يك ذهنيت قبلي كه بيماري آلزهايمر مخصوص افراذ سالمند است ممكن است باعث شود كه پزشك از تشخيص آن غفلت نمايد. اگر ظن اين را داريد كه عضو خانواده شما به آلزهايمر دچارشده با پزشك خود مشورت نماييد. اگر از تشخيص پزشك خود مطمئن نيستيد ميتوانيد نظر پزشك ديگري را نيز جويا شويد. انجمن آلزهايمر مي تواند دراين خصوص اطلاعات ذيقيمتي را ارائه دهد. امور مالي اگر تشخيص آلزهايمر در عضو خانواده شما مسجل گرديد، ممكن است شغل خود را از دست بدهد. اگر بيماري در مراحل اوليه تشخيص داده نشود احتمالأ با مشكلاتي در محل كار خود روبرو مي گردد، تنزل مقام و رتبه پيدا مي كند ويا با تعويض مكررشغل در محل كار روبرو ميشود. بدون وجود تشخيص قطعي شما قادر نخواهيد بود كه از منافع از كار افتادگي بهرهمند گرديد. از سوي ديگر اگر فرد مبتلا مهمترين عضو تأمين كننده منابع مالي ونيز فراهم كننده اصلي پوشش بيمهاي خانواده باشد، در اين صورت تأمين حمايت بيمهاي از خانواده به مخاطره ميفتد. در اين صورت خانواده بيمار ميتواند از پوشش بيمهاي سازمانهاي حمايت گر وساير مساعدتهاي مالي موسسات خيريه برخوردار گردد. تمام خانوادههايي كه داراي بيمار آلزهايمري هستند ترغيب ميشوند تا در اسرع وقت از مشاوره قانوني برخودر دار شوند . اين مسئله براي خانواده بيماران الزهايمري جوانتر كه هنوز داراي فرزند صغير در خانه هستند حائز اهميت بيشتري است. درصورت امكان، بيمار خود را در برنامه ريزي و اتخاد تصميم مشاركت دهيد. مسائل قانوني مربوط به بيماري را از مراكز بهداشتي، مددكاران و افراد صاحب نظر در اين خصوص جويا شويد. مرافبت طولاني هرچند كه حتي فكركردن درمورد آن نيز آزار دهندن است اما ممكن است شما مجبور شويد كه بيمار خود را به خانه سالمندان بسپاريد. اين تصميم براي تمامي خانوادهها دردناك است. شما ممكن است براي اتخاذ چنين تصميمي خيلي مردد باشيد زيرا بيمار شما جوانتر از ساير بيماران خانه سالمندان است. ذكر اين نكته حائز اهميت است كه بيماران به وجود تفاوت سني آگاهي ندارند. آنچه كه باعث دل مشغولي ميگردد اين است كه محلي را پيدا كنيم كه پذيراي بيماران جوانتر نيز باشند. معمولأ بيماران ترغيب ميشوند تا پيش از فرارسيدن زمان آن، اطلاعات لازم در مورد خانههاي سالمندان را بدست آورند. براي يافتن مكاني مناسب براي بيمار ممكن است وقت زيادي لازم باشد.سازمانهاي حمايتي، انجمن آلزهايمر، سازمان بهزيستي و سازمانهاي بازنشستگي ممكن است منابع خوبي براي كسب اطلاعات لازم باشند. دوستان و خانواده درفرد مبتلا به آلزهايمر ممكن است پيش از اينكه در وضعيت ظاهر او تغييراتي ايجاد شود، در رفتارش تغييراتي مشاهده گردد. براي كسي كه گهگاه با بيمار تماس دارد درك اين تغيير رفتاري دشوار است. اين تغييردربيماران آلزهايمري جوانتر با گنگي و پيچيدگي بيشتري همراه است. براي دوستان و آشنايان پذيرش اين مطلب دشوار است كه فرد جواني چون دوست آنها، چگونه ممكن است درسنين جواني به آلزهايمر مبتلا گردد. آنان هنگاميكه وضعيت ظاهر بيمار را كاملأ درست و آراسته ميبينند، اين اعتقاد غلط ممكن است تقويت شود ولي آنچه كه باعث سردرگمي و آشفتگي آنان ميشود مشاهده رفتار بيمار است. مشاهده علايم آلزهايمر در فرد سالمند دور از انتظار نيست اما مشاهده آنها در فرد جوانتر دور از ذهن و انتظار ميباشد. براي دوستان، فاميل و افراد غريبهاي كه تماس روزانه با بيمار ندارند خيلي دشوار است كه رفتارهاي بيمار را ناشي از آلزهايمر بدانند. بيشتر بيماران مبتلا به آلزهايمر در خواهند يافت كه همزمان با پيشرفت بيماري رابطه دوستيها رنگ ميبازد. اين مسئله در دوستيهاي بيماران جوانتر بيشتر ديده ميشود چرا كه دوستان بيمار ميبينند كه بالاخره خطر بروز آلزهايمر درافراد جوانتر نيز وجود دارد و بعلت ترس از ابتلا خودشان، از بيمار فاصله ميگيرند. انتقال اطلاعات مربوط به بيماري به دوستان و اقوام به آنها كمك خواهد كرد تا رفتارهاي بيمار را بشناسند و نيازهاي شما را درك كنند. در اين رابطه ممكن است شما مطا لعه كتابي را كه خود خوانده ايد معرفي كرده و يا شركت در جلسات گروههاي حمايتي را به اتفاق يكديگر را پيشنهاد كنيد. نبايد نگران اين باشيد كه از دوستان، ،هم محليها و همكاران خود استفاده كنيد. اين افراد معمولأ پيش از آنكه حمايت و مساعدت خود را ابراز دارند منتظر نشانه و پيشنهاداتي از سوي شما هستند. فرزندان بچهها درهرسني كه باشند لازم است بيماري را بشناسند و بدانند كه چگونه اين بيماري، رفتار پدر يا مادر آنان را متاثر ساخته و چه تغييرات ديگري را بايد در انتظار بكشند. اگر داراي فرزند مي باشيد بدانيد كه سن كودك بر واكنش آنها نسبت به بيماري همسرتان اثر ميگذارد. درفرزندان شما ممكن است احساس خشم ، انزوا از فاميل، و يا بعلت شرمندگي گوشه گيري از دوستان بوجود آيد. ممكن است فكر كنند كه آنها باعث بروز يا تشديد بيماري پدر يا مادر شان شدهاند. آنها ممكن است از ابتلا خودشان به بيماري بترسند و يا نگران باشند كه شما نيز به آلزهايمر دچار شويد.علاوه بر از دست دادن پدر يا مادر، بچه يك الگوي رفتاري را نيز از دست ميدهد. آنها ممكن است مسئوليتهايي را در منزل به عهده بگيرند كه قبلأ توسط شما يا همسرتان انجام ميشده است مانند مراقبت از خواهر يا برادر كوچكتر يا انجام كارهاي منزل. در برخي موارد ممكن است شما از فرزند خود بخواهيد كه در مراقبت از بيمار مشاركت نمايد. در اين صورت مراقب وضعيتهاي ويژه مانند توالت كردن و رعايت بهداشت فردي بيمار باشيد كه ميتواند فرزند شما را شرمگين و خجالت زده كند. فرصت هايي را براي صحبت با كودكان خود در نظر بگيريد، بيماري را به آنها توضيح دهيد و به احساسات آنها گوش كنيد. فرزندان شما نيازهاي مختلفي دارند، ببينيد آنها چه هستند و چگونه ميتوان به آنها پاسخ داد. وجود گروههاي حمايتي در چنين شرايطي بسيار كمك كننده هستند، بخصوص اگر در برقراري ارتباط و يا درك نياز آنها مشكلاتي وجود داشته باشد. همسر اگر شما با كسي كه دچار آلزهايمر شده است ازدواج كرده باشيد ممكن است احساس كنيد كه در شرايط برزخ قرار داريد. شما همراهي فردي را بعنوان يك دوست ونيز عشق همسر خود را از دست داده ايد. همسران بيماران آلزهايمري مسن تر نيز، ممكن است چنين احساس مشابهي را تجربه كنند اما بعلت سن شما و فكر اينكه عمر خود را باختهايد، چنين احساسي در شما قويتر باشد. از دست دادن همسر از يكطرف و تأمين مراقبتهاي لازم براي وي از سوي ديگر به اندازه كافي دشوار است اما شما تلاش ميكنيد كه با تردستي به ساير مسئوليتهاي خود مانند بچهداري و خانهداري، انجام كارهاي اداره و نيز رسيدگي به والدين پير خود نيز بپردازيد. تا حالا ممكن است باور داشتيد كه در همسالان شما كسي نيست كه بتواند در اين تجربيات مشاركت كنند. گروههاي حمايت از خانوادهها تشكيل شدهاند، آنها ميتوانند شما را با ساير خانوادههايي كه داراي بيمار مبتلا به آلزهايمر هستند آشنا كنند. با وجود گروههاي حمايتي، شما فرصتي را خواهيد يافت كه با روشهاي مراقبت از بيمار آشنا شويد، اطلاعاتي را در زمينه سازمانهاي خدماتي و حمايتي درمورد بيماري آلزهايمر بدست آوريد و نيز احساسات و فشارهايي كه بطور طبيعي در پي مراقبت از بيمار آلزهايمري به انسان دست ميدهد تخليه نماييد. از سازمانهاي حمايتي موجود در جامعه خود استفاده كنيد. براي جلب حمايت از خانواده و دوستان خود فرصت را غنيمت بشماريد. اگر فشارهاي رواني افزايش يافت، با مشاورين و متخصصين و نيز روحانيون ملاقات داشته باشيد. فراتر از همه اينها، از خودتان مراقبت كنيد. اگر از نظر رواني و جسماني از سلامت خود مراقبت نكنيد، بيماري كه به آلزهايمر مبتلا شده امكان برخورداري از مراقبت هايي كه شما فراهم ميكنيد را از دست خواهد داد.
|