|
برونریزی هیجانات ممکن است یک واکنش روانی از سوی مراقب و سایر اعضاء خانواده نسبت به رفتارهای نا هنجار بیمار باشد. ابراز زیاد هیجانات و احساسات، فضای آرام خانواده را متشنج میکند و نه تنها برای بیمار بلکه برای سایر اعضاء خانواده نیز مضر است. این هیجانات باعث بیشتر شدن فشار روانی در تک تک اعضاء خانواده شده و خطر ابتلاء آنان را به مشکلات جسمانی و روانی به 2 تا 3 برابر افزایش میدهد. از این رو شناخت هیجانات شدید و کنترل آنها نقش بسیار زیادی در سلامت روانی بیمار و کل خانواده دارد. از عوارض مهم برونریزی شدید احساسات و هیجانات، عود بیماری اسکیزوفرنیا است که خود معضلات فراوانی را برای بیمار و خانواده به همراه دارد. منظور از هیجانات زیاد چیست؟ هیجانات مضر که ذکر آنها شد عبارتند از: · انتقاد و سرزنش کردن · ایراد گرفتن · ابراز خشم و عصبانیت · نصیحت مکرر · دخالت مستمر در دنیای درونی بیمار و احساسات وی · ابراز محبت افراطی از روشهای زیر در برقراری ارتباط با فرد مبتلا به اسکیزوفرنیا اجتناب کنید. 1- با بیمار زیاد صحبت نکنید و از نصیحت مکرر خودداری نمایید. 2- هنگام سخن گفتن بیمار، به او توجه کنید و به حرفهای او گوش فرا دهید. 3- مکرر از بیمار انتقاد نکنید. 4- در افکار و احساسات بیمار زیاد دخالت نکنید. این دخالتها هر چند از روی دلسوزی است ولی میتواند برای بیمار مضر باشد. 5- سعی نکنید بطور افراطی با بیمار صمیمی شوید. خانواده ممکن است بواسطه این صمیمیت به خود اجازه دهد که کنترل بیشتری بر بیمار داشته باشد. ******************** خانواده بیمار ممکن است فکر کند اگر فردی خواسته باشد میتواند کنترل رفتار خود را بدست گیرد، در این صورت در مقابل گوشهگیری و بیانگیزگی و سایر علایم منفی بیماری احتمال دارد بر آشفته شده و هیجانات خود را ابراز کند. استفاده از روشهای زیر منجر به کنترل بهتر هیجانات خانواده میگردد: 1- شناخت بیماری و علایم آن 2- داشتن اطلاعات در مورد منطق و اهداف درمان 3- کاهش احساس گناه خانواده و حس تقصیر مخصوصاً در ارتباط با علت بیماری 4- داشتن انتظارات واقع بینانه نسبت به نتایج درمان و میزان بهبودی 5- استفاده از روشهای صحیح ارتباط با بیمار (در بروشور جداگانهای توضیح داده شده است). بهتر است به یاد داشته باشیم که بیمار مبتلا به اسکیزوفرنیا نسبت به سایر افراد نیاز به تنهایی بیشتری دارد. این بدان معنی نیست که او را رها کنیم تا روز به روز در دنیای درونی خود غوطهور شود. استفاده از خدمات توانبخشی و کار درمانی و نیز سپردن مسئولیت به وی در خانه یا بیرون از منزل همگی در جهت کاهش انزوای بیمار است. ولی مرتب به وی تذکر دادن که چرا تنها نشستهای، بیا برویم بیرون، بیا در جمع بشین، اینقدر گوشهگیری نکن، مرتب وی را به مهمانی بردن و از این قبیل کارها در واقع بمباران بیمار با هیجاناتی است که ما فکر میکنیم به نفع بیمار است در حالی که مضر بوده و حتی ممکن است باعث عود بیماری شود.
|